| |
| دوشنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| تصمیم |
تصمیم را گرفتم ، احساس می کردم کوهی از قدرت و اطمینان و بی باکی در سینه دارم می خواستم به او بگویم از کودکی خانه کوچک قلبم به امید او پرنور و گرم بوده .
وقتی کنارش ایستادم گلویم خشک شد . سرم را پائین انداختم . دفترچه خاطراتش روی میز بود ……
همان دفتری که عکس قلب سرخ رنگ داشت
همان دفتری که لای به لای برگ هایش را پر از یاس کرده بودم .
همان دفتری که روز تولد ۱۸ سالگی برایش خریده بودم ،
همان دفتری که وسط آن قلب سرخ ، اسم کس دیگری را نوشته بود ……………… |
|
| |
| جمعه 25 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| خوش بینی |
تنها قرص نانی را که داشتم به دو نیم کردم و نیمی را به همسفرم دادم ولی او هنوز هم به آن نیمه دیگر نان که در دست من هست نگاه می کند .
نیمه دیگر را نیز به او می دهم
ولی بازهم ……
به او میگویم گرسنه نیستم
ولی بازهم …
آه ، او به دستان من نگاه میکرد نه به نیمه قرص نان
عجب اشتباهی ! |
|
| |
| یکشنبه 20 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| ای کاش |
از آشنایی مان خیلی نگذشته بود که :: تو :: شدم شاد بودم از اینکه تفاوتی است میان من و دیگران … اکنون اما آرزو میکنم که ای کاش :: شما :: مانده بودم …
|
|
| |
| جمعه 18 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| یک قصه عاشقانه |
مرد سیگارش را توی زیرسیگاری له کرد . زیر سیگاری پر از سیگارهای نصفه بود خودکارش را به دست گرفت و دوباره بالای کاغذ سفید نوشت : یک قصه عاشقانه . روی زمین ، دور و بر مرد پر از کاغذهای مچاله شده و پاره بود |
|
| |
| سه شنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| رویا |
۴ تا دیگه مونده اولیش رو در آورد و آتش زد ، به شعله زرد رنگ خیره شد و …… شعله از هیبت آمدن مردی سرفرو داد و خاموش شد .
مرد : پاشو پاشو ، این مسخره بازی ها مال کارتون هاست !!
دخترک هراسان به مرد خیره شد
مرد : هرکی از راه می رسه میخواد اینجا بساط گداییش رو راه بندازه ( با حالت پرخاش ) بهت می گم پاشو .
دخترک برخواست و بی رمق دنبال جایی برای دیدن ۳ رویا باقی مانده گشت . |
|
| |
| یکشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| روح |
|
مرد زنگ در را زد ! کسی جواب نداد . از در وارد خانه شد و سلام کرد ولی کسی جوابش را نداد ، همسر به او اعتنایی نکرد ، حتی دختر کوچکش هم به او توجهی نکرد ، آرام رفت و روی مبل نسشت ، صدای زنگ تلفن به صدا درآمد ، زن تلفن را برداشت ، صدایی از پشت خط گفت : متاسفانه همسر شما چند ساعت پیش درسانحه ای جان خود را از دست داده است .
|
|